‏نمایش پست‌ها با برچسب طنز ، معر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب طنز ، معر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ بهمن ۲۰, پنجشنبه

۱۳۹۰ دی ۶, سه‌شنبه

پخی نشدن

آخر نشد که بشود من پخی بشوم
در بین مغزها ی جهان مخی بشوم
شاه و وزیر شدن پیشکشم باشد
در صفحه شطرنج تو رُخی بشوم

۱۳۹۰ آبان ۲۸, شنبه

رسالت

بر خلاف بعضی که گمان می کنند خدا خواب است
یا زبانم لال ، خودش نیاورد آن روز را ،
که فوت کرده باشد ،
من از ته اعماقم معتقدم که
ما انسانها پیامبران اوییم
اینبار اما با رسالتی متفاوت :
ریدن به جهان هستی
 

۱۳۹۰ آبان ۲۵, چهارشنبه

مدارا

چند وقت پیش قبضی آمده بود در خونه برای  پرداخت اشتراک فاضلاب اگو
یادم افتاد که قرار بود  برق و گاز و آب مجانی باشد در آن حال  این را گفتم :


چون چشم نداری که ببینی عن ما را
.
با موعظه گویی که بده خمس خدا را
...
گویم که دهان خود و آن جمله وزیران
.
بگشا که قبول است ، منم اهل مدارا

 

۱۳۹۰ آبان ۲۲, یکشنبه

۱۳۹۰ اردیبهشت ۶, سه‌شنبه

اهلی بافقی

رقیبان صد سخن گویند و یک یک را کنی تحسین

چو من یک حرف گویم ؛ گوئیم: گه می خوری بسیار

۱۳۹۰ فروردین ۲۷, شنبه

زمان خدمت بالای تختم تو پادگان نوشته بود

دل مبند بـــر کـونـیـان بـولـهـوس

لنگ حمامند هر کس بست بست

تا توانی همنشین مردم اهل درد باش

یا مبر نامی ز مردی یا حقیقت مرد باش

۱۳۹۰ فروردین ۱۷, چهارشنبه

۱۳۹۰ فروردین ۱۱, پنجشنبه

پشت به ولایت فقیه نکنید تا ولایت فقیه در پشتتان نکند

آن سال که همتی مضاعف کردیم
با  بنزین سوبسیدی خدافـظ کـردیـم
بگذشت و  جهاد اقتصادی جا رفت
در مقعد ما که فتنه سازی کردیم

۱۳۸۹ اسفند ۱۲, پنجشنبه

خوش باوری

در آن شهــرى كه دزدانـش عــصـا از كـور مـى دزدنــد ‎
من از خوش باورى آنجا  رو ماشین ضبط و باند بستم 

۱۳۸۹ بهمن ۲۰, چهارشنبه

فتنه خر و فتنه فروش

در وب سایت فتنه گران رفتم دوش

دیدم 24 میلیون فتنه گویا و خموش

 ناگاه یکی اون وسطا داد خروش

 "کو فتنه گر و فتنه خر و فتنه فروش"*
 
 
*گودر مستر بکس مصرع آخر را نوشته بود که من از آن الهام گرفتم با تشکر از دارکوب رند

۱۳۸۹ بهمن ۱۲, سه‌شنبه

رقیبانه

چــــو می بـیـنـم رقـیـب  از کــوی  یـارم  شــاد مـی آیــد

یقین دارم که یارم را  فشاری داده ،  از  رو  کار می آید

۱۳۸۹ بهمن ۱۱, دوشنبه

افسون

من افسونی بلد بودم که میخواندم سحر می شد

ولی افسون شوهر کردو   به تاریکی در افتادم

۱۳۸۹ بهمن ۱۰, یکشنبه

زارت کشتن

گـــر چــه مــی گـفـت که زارت بـکـشـم مـــی دیــدم

تخم این کار در او نیست و کس شعر تلاوت می کرد  

۱۳۸۹ بهمن ۸, جمعه

۱۳۸۹ بهمن ۵, سه‌شنبه

از زبان لیلی

اگر با مــــن نبودش هـیـچ مـیـلی

چرا مجنون مرا می کرد خیلی ؟

پ ن : لیلی در حالی که از بی وفایی مجنون اشک می ریخت  .

۱۳۸۹ بهمن ۴, دوشنبه

۱۳۸۹ بهمن ۳, یکشنبه

معر نو

اهل فیدستانم
روزگارم بد نیست
من گودر بازم
قبله ام مانیتور
جانمازنم کیبورد ، مهر من ماوس من است
من وضو با تپش لایک شما میگیرم
در نمازم جریان دارد لینک 
جریان دارد تگ  و کامنتهای فراوان شما
فیدتان از پشت نمازم پیداست 
همه ذرات نمازم مثبت صد شده است 
من نمازم را وقتی لایک میزنم 
که اذانش را بوز 
گفته باشد سر گلدسته گوگل ریدر 
من نمازم را پی تکبیرالحرام علف می خوانم .  

۱۳۸۹ بهمن ۲, شنبه

خوبی کردن

صد بار بدی کردی و دیدی ثمرتش را
خوبی مگه ایدز داشت که یکبار نکردیش ؟

وصل

از وصل تو گر نیست نصیبم عجبی نیست

من خود به سراپای تو ریدم که پریدی